عبدالله مستوفى

53

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ادارات ريخته ، و هر روز فوج‌فوج در ازدياد است . جز هرج‌ومرج ادارى چيز ديگر هم ميتوان انتظار داشت ؟ . اگر شما بانتظامات ادارات ايران عنايتى داشتيد و ميخواستيد مديران ايرانى تربيت كنيد ، يك مدير را اقلا دو سال در يك كار باقى ميگذاشتيد ، يا اينكه اشخاص بىسابقهء ولگرد را با مقام مديرى وارد اداره نمىكرديد ، و اعضاى كم‌رتبهء ادارات را براى اطاعت صرف و هم‌دستى با خودتان ، بدون طى درجات به مقامات عاليه ارتقاء نمىداديد ، كه باعث انزجار و دلسردى هم قطاران آنها گشته ، مجبور شويد براى يك ارتقاء بىمورد ، چندين ارتقاء بىمورد ديگر را اجازه بدهيد ، يا بافزايش حقوقهاى بىمحل سكوت سايرين را خريدارى نمائيد ، و دستهء ديگر را كه به اين وسائل نتوانيد ساكت كنيد ، بكناره‌جوئى مجبور و باخذ حقوق تقاعدى و مواجب تومانى يكتومان متقاعد و خرج دولت را زياد ، و بار ملت را سنگين ، و كار مصادر امور آتيه را مشكل كنيد . مدير ايرانى ، طرز گرداندن كار و ترتيب دفتر و آرشيو و دوسيه و كارتن و ساعات كار و نظامات كارى يرى و تنظيمات ادارى را خوب ميداند ، وطن‌پرستى و فداكارى هم دارد و چنان كه خودتان نوشته‌ايد ، صورت ظاهر را خيلى خوب ساخته و پرداخته است . مدير ايرانى ، بواسطهء آشنا بودن باخلاق و عادات و سوابق امور ، از هر معلم خارجى بىنياز ، بلكه از تمام آنها زبردست‌تر ، و معلوماتش كاملتر است . اما چه كند از خرابكارى هاى شما چگونه جلوگيرى نمايد ؟ مدير ايرانى طرز تنظيم بودجه و موازنهء جمع و خرج را آموخته ، و خوب ميداند كه اينهمه مواجب تومانى يكتومان ، اينهمه شهريه ، اينهمه تجملات ادارى و اعضاى بيمصرف غيرلازم ، از يكطرف باعث عدم توافق جمع و خرج و ورشكستگى دولت و از طرف ديگر ، موجب ازدياد مفتخور و تنبل و هرزه‌گرد و كلاش ، از همه بدتر ، سبب بىترتيبى اداراتست ولى با تصويبنامه‌هاى شما ، كه مثل باران و برگ‌ريزان پائيز درختان ، از چهار سمت او را بمبارده مىكند ، چه تدبيرى بينديشد و با كدام قوه از احكام و اوامر شما كه هرروزه براى اشخاص بيسابقه و ارتقاى اشخاص نالايق ميدهيد ، جلوگيرى كند ؟ مدير ايرانى خوب ميداند : كه روزنامه بايد از عايدات خودش اداره شده ، و نبايد از طرف دولت به آن كمكى بشود ، ولى با تصويبنامه‌هاى صادره از آنمقام منيع كه از هشتصد تومان تا دويست تومان شهريه بروزنامه‌نگاران ميبخشيد ، تا آنها را با خود همدست كرده افكار يك ملت را مسموم نمائيد ، چه كند ؟ مدير ايرانى خوب ميداند : اجارهء خالصجات ، جزوبجزو و ده‌بده بهترين طرز ادارهء اين كار است ، و اجارهء يك بلوك بيكنفر باعث اختلال امر زراعت و موجب خرابى رعيت است . ولى با اسكناسهاى مستاجرين كل كه يك مرتبه در سر خرمن ، براى اجاره‌بندى و